تبلیغات
بدون شرح - ایرج بسطامی
یکشنبه 1 اسفند 1389

ایرج بسطامی

• نوشته شده توسط: سالار عباسی

 

 

 

 

با مراجعه به مشروح مطلب

 

 

ایرج بسطامی را بیشتر بشناسید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ایرج بسطامی

ایرج بسطامى در سال 1336 هجرى شمسى در شهر بم متولد شد. اولین استاد آواز وى عمویش یدالله بسطامى بود كه پایه و اصول و مبانى آوازى موسیقى ایرانى را به او آموخت. در اوایل انقلاب براى آموختن موسیقى به تهران آمد تا در نزد اساتید بزرگ موسیقى تعلیم آواز ببیند. از این رو به نزد محمدرضا شجریان رفته و آزمون آواز داد و پذیرفته شد. بسطامى دو سال در محضر شجریان تعلیم آواز مى بیند. وى كه از شاگردان برجسته و بااستعداد شجریان بود براى همكارى با گروه عارف انتخاب مى شود.پرویز مشكاتیان كه در آن سال ها در گروه چاوش بود، مى گوید: «اولین بار بسطامى را در خانه شجریان دیدم. در آن زمان ما چاوش را داشتیم. به خاطر شرایط اجتماعى آن زمان به خواننده هاى بیشترى با صداهاى متفاوت نیاز داشتیم. من پشت در كلاس شجریان نشسته بودم تا هنرجو ها مرا نبینند. از آنجا بود كه از صداى بسطامى خیلى خوشم آمد. ایشان صداى خوبى داشتند و مثل همه آدم هاى كویر نشین آدم خیلى مهربان و خوبى بود، بعد از كلاس مدتى با او صحبت كردم تا با نقطه نظراتش راجع به هنر و آواز و انگیزه خواندنش آشنا شوم. ولى آنقدر ساده یافتم اش كه مصمم شدم تا با او یك سالى در مورد قضایاى پیرامونى سواى موسیقى به گپ و گفت وگو بنشینم...» چهار سال بعد این همكارى به ثمر نشست. مشكاتیان افشارى مركب را ساخت و بسطامى در اوج آمادگى آن را اجرا كرد. قرار بود كه این برنامه پنج شب در تالار رودكى اجرا شود اما به علت استقبال گسترده مردم اجرا دو شب دیگر تمدید شد. بعد از آن نوار افشارى مركب به بازار آمد. صداى بسطامى با استقبال مردم روبه رو شده بود. گروه عارف به سرپرستى پرویز مشكاتیان و آواز بسطامى براى اجراى كنسرت به اروپا رفت. در آن زمان بسطامى حدود 33 سال داشت و اجراى این كنسرت ها شروعى براى موفقیت هاى بعدى او به شمار مى آمد.مژده بهار، افق مهر، وطن من ساخته مشكاتیان بر روى شعر ملك الشعراى بهار از كارهاى دیگر ایرج بسطامى به شمار مى آید.ایرج بسطامى در اوج فعالیت هنرى خود با مرگ برادر روبه رو مى شود و از این رو براى سرپرستى خانواده برادرش به بم بازمى گردد. بسطامى علاقه زیادى به برادر از دست رفته اش داشت. زمانى كه او براى تحصیل آواز به تهران آمده بود برادر مخارج زندگى او را تقبل كرده بود و این بار نوبت بسطامى بود كه به بازماندگان برادرش اداى دین كند. بسطامى در بم و كرمان به دور از جنجال هاى هنرى مركز به تدریس آواز مشغول شد تا اینكه در حادثه زلزله5 دى ماه 82 در شهر بم و زیر آوار جان باخت و دوباره در مركز توجه عالم هنر قرار گرفت!




نظرات() 



tansummary371.soup.io
سه شنبه 2 خرداد 1396 02:00 قبل از ظهر
Yes! Finally someone writes about fuck it.
Adele
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:23 قبل از ظهر
Its such as you learn my thoughts! You appear
to understand a lot approximately this, like you wrote the guide in it or something.
I believe that you just can do with a few % to power the message home a bit, however other than that,
that is magnificent blog. A fantastic read. I will definitely be back.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر